حاکمیت بالینی

 Clinical Governance

 

تامین کیفیت خدمات، چالش جهانی و تلاش مداوم نظام های سلامت است . تداوم این تلاش است که مسئول بودن یک نظام سلامت را نشان می دهد . انتظار مردم شریف آنست که خدمات بهداشت و درمان با حداکثر کیفیت ارائه شوند. حداکثر کیفیت، اشاره به مفهومی گسترده دارد و جنبه های متعددی از جمله اثربخشی خدمت، مصرف بهینه منابع، ارائه عادلانه خدمات، ایمنی، به موقع و متناسب بودن خدمات و توجه به خواسته ها و انتظارات فرهنگی و مذهبی مردم را در بر می گیرد.

 

 

برنامه های قبلی در کشور و دانشگاههای علوم پزشکی مدل های متعددی را در بر می گیرند که هر کدام نقاط قوت و ضعفی داشته اند ، نتیجه ناخواسته و جانبی این وضعیت ، گسسته شدن فرایند کیفیت و عملکردهای مقطعی و از دست دادن دید جامع نگر است .

در کشورهای مختلف، روش ها و ابزارهای متنوعی جهت ارتقاء کیفیت مراقبت های سلامت تا به امروز بکار گرفته شده اند .

حاکمیت بالینی برای نخستین بار در NHS انگلستان به عنوان استراتژی ارائه شده از سوی دولت و به منظور ارتقاء کیفیت مراقبت های بالینی در سال ۱۹۹۸ مطرح شد . روش فوق پس از بومی سازی و بررسی های کارشناسی و اجرای موفق آن در ۴ بیمارستان در سالهای ۸۴-۸۳ ، مدل ۷۷ محوری آن برای بیمارستانهای کشور انتخاب شد.

حاکمیت بالینی قصد دارد تا تمامی فعالیتهایی را که در مسیر مراقبت های بالینی انجام می شوند، ادغام نموده و آنها را در قالب یک استراتژی واحد در آورد ، همانند چتری است که همه موضوعاتی را که به حفظ و ارتقای استانداردهای مراقبت از بیمار کمک می کند را پوشش دهد .

 

 

این نظام ساختاری است که در آن سازمان های ارائه دهنده خدمت در قبال بهبود دائمی کیفیت، پاسخگو بوده و با ایجاد محیطی که در آن تعالی در خدمات بالینی شکوفا می شود به صیانت از استانداردهای عالی خدمت می پردازد.

در سالهای اخیر ، کیفیت و ارتقای مستمر کیفیت، واژه هایی هستند که در محافل علمی و اجرایی مورد توجه ویژه قرار گرفتند. رویکردهای مختلفی برای استقرار مدیریت کیفیت طراحی و گسترش یافتند. یکی از رویکردهای ادغام کیفیت در نظام سلامت، حاکمیت بالینی (Clinical Governance) است .

واژه حاکمیت بالینی در نظام سلامت به دنبال فاجعه بچه های بریستول در 1995 مصطلح شد که در آن متخصص بیهوشی دکتر استفان بولسین میزان بالای مرگ کودکان در جراحی قلب در بیمارستان سلطنتی بریستول را فاش ساخت.

نظام سلامت انگلستان حاکمیت بالینی را اینگونه تعریف کرده است :

"رویکردی که سازمانهای سلامت را ملزم به ارتقای مستمر خدمات سلامت ساخته و با ایجاد محیط پشتیبان از مراقبتهای مطلوب بهداشتی ، مراقبتهای با استاندارد مطلوب را تضمین می کند."

این تعریف سه شاخصه اصلی تعریف استانداردهای مطلوب یک مراقبت، پاسخگویی شفاف نسبت به استانداردها و نظام پویای ارتقا را در خود جای داده است. حاکمیت بالینی فقط در سازمانهای سلامت و در رابطه با فرایندهای مرتبط با ارائه مراقبتهای سلامت کاربرد دارد.

 

رویکرد حاکمیت بالینی، سازمانها و ارائه دهندگان خدمات سلامت را ملزم به بهبود مستمر خدمات قابل ارائه به بیماران می کند . باید توجه نمود که فرهنگ سازمانی و الگوی ذهنی مدیران و کارکنان نقش اصلی در تحقق اهداف رویکرد حاکمیت بالینی در یک سازمان دارد . 

منابع متن:

http://www.bums.ac.ir

http://eazphcp.tbzmed.ac.ir

لیست وبلاگ های رسمی من

ویدیوها در آپارات